نوع مقاله : پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران

2 دانشیار دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران

3 استاد دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران

10.22067/fedu.2021.70030.1039

چکیده

هدف اصلی این پژوهش، بررسی و نقد دو سیاست رقیب در جریان اقتباس آموزشی در ایران معاصر یعنی پذیرش سراسری غرب و شورش بر ضد آن با تکیه بر مساله هویت است. در سیاست نخست، آرای آخوندزاده و ملکم خان و در سیاست دوم آرای شریعتی، آل احمد و اسناد رسمی تحول در نظام آموزشی بعد از انقلاب اسلامی مورد تاکید قرار گرفته اند. همچنین در نقد این سیاست ها و آشکار ساختن تضادها و تناقض های هر کدام از آنها و به منظور فراتر از رفتن از وضعیت معماگونه حاصل از این تقابل، از رویکرد واسازی دریدا بهره گرفته شده است. واسازی نشان می دهد که هر دو سیاست در متافیزیک حضور و خود-ایمنی گرفتار آمده و دیفرانس، مکملیت و آلایش میان «خود» و «دیگری» را نادیده گرفته اند. همچنین در پایان مقاله و به عنوان ملاحظاتی واسازانه پیشنهاد شده است که پذیرش وضعیت معماگونه به منزله شرط استعلایی اصلاحات، نابستاری هویت و مکملیت در قالب مفهوم مذاکره نزد دریدا، به ساختار هر سیاست اقتباسیِ پیش رو وارد شود.

کلیدواژه‌ها